جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۱

دلنوشته/ ما سهراب را گریه می کنیم اما فردوسی را ستایش

دلنوشته/ ما سهراب را گریه می کنیم اما فردوسی را ستایش

به مناسبت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، استاد سخن و نگهبان هویت ایرانی، یادداشتی دانشجویی را پیش روی شما می‌گشاییم؛ روایتی از جنس «کاش» ها، از آن هنگام که قلم بر زخم کهن‌ترین تراژدی‌هایمان می‌چرخد. حماسه‌سازی که نشانمان داد اگر باخت و تلخی نباشد، شاید هیچ قهرمانی هم قد نمی‌کشد و هیچ شاهنامه‌ای به ایران بدل نمی‌شود.

کاش داستان ها سرنوشت دیگری داشتند...
کاش هایی که در ذهن رژه می‌روند تا کمی مرحمی باشند بر چشم های منتظر به پایان شاد
کاش رستم و سهراب همدیگر را می‌شناختند
و ایران برای شکوه قهرمانی‌اش نیاز به قربانی کردن سهراب نداشت
نیازی نبود که پسر برای یافتن پدر به جنگ برخیزد
و پدر بی آنکه بداند، با گرز و نیزه بر جگر خود بتازد
نباید دست پدر به خون پسر آلوده می‌شد
تا تازه بفهمد آن دشمن،
همان نیمه‌ی جانش است
در آن نبرد نه یک نفر، بلکه دو نفر جان دادند
یکی سهراب به دست پدر
یکی پدر به دست جهل
پدر نیز همراه با آن نیزه در جان جگرگوشه اش به خاک سپرده شد
ای کاش سیاوش، قهرمانِ پاکی و راستی
وقتی که از میان آتش اتهامات سالم بیرون آمده بود،
بلای دیگری به سرش نمی آمد
کاش میتوانست آنچنان بگریزد
که دست هیچ بدخواهی به آن نرسد
کاش دشمنان،
نقشه قتلش را در سر نمی پروراندند
و کاش مظلومیت او که دیده هر بیننده ای را مستور می‌کرد، دیده کسانی را که ولوع تاج و تخت بودند را حائز وجدان قرار می‌داد
اما...
اگر روزی زال از تبار سیستان و رودابه هرگز یکدیگر را نمی‌دیدند
اگر سام، پدر زال او را بدلیل سپیدی مویش در کوه البرز رها نمی‌کرد
اگر سیمرغ، آن پرنده‌ی بخت و اقبال، بر سر راه زال قرار نمیگرفت
تا نامه رسان آن دو شود
آیا پیوند عشق و فرهنگ میان آن دو امکان می‌یافت؟
و اگر ضحاک، آن اهریمنِ افسانه ای با مارهای روی شانه‌اش که ذره ذره جوانان را به کام مرگ فرو می برد،
چگونه قهرمانی به نام فریدون به میدان می آمد؟
شاید اگر این داستان ها را دگرگون کنیم
یا تمام داستان را بدون باخت بنویسیم
شاید دیگر قهرمانی نباشد
شاید دیگر فردوسی ای نباشد...
فردوسی کسی بود که
واژه ها را به فرهنگ،
مصراع ها را به امید،
بیت ها را به حماسه و شجاعت
و شاهنامه را به ایران تبدیل کرد
شاهنامه، همان زخم ایست که از آن قهرمانان روییده
ای سخن‌سرای ایران، ای فردوسی بزرگ
نام تو ماندگار، چون شاهنامه، در دل سترگ
تو نگهدار زبان، روادار حماسه‌هایی
ایران کهن، ز تو زنده، در این روزگارهاست

نویسنده: آرزوحاج حیدری
پوستر: محمدیاسین کمالی

برچسب‌ها

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.